لاو سینما : سینمای ایران و جهان

چرا از سال 93 به بعد و پس از دوران عاشقی تاکنون فیلم کار نکردید و دیگر این که چرا در طول سه دهه فعالیت، فقط شش فیلم ساخته‌اید؟

آخرين به روز رساني : شنبه 30 دی 1396


کل مطلب : 4212 مطلب / کل بازديد : 555,3131
تبليغات

تبليغات
کانال تلگرام لاوسينما
خريد بليت آیینه بغل





موضوع : هنرمندان
کد مطلب : 4119
تاريخ انتشار : یکشنبه 24 دي 1396 - 0:7

علیرضا رئیسیان را جدا از کار فیلمسازی می‌توان یک کارشناس و صاحب نظر قابل اعتنا دانست، چرا که همیشه درباره مسائل کلان سینمایی حرف‌های مهم و راهکارهایی کاربردی دارد. مدرک تحصیلی مرتبط (او دانش‌آموخته کارگردانی از دانشکده صداوسیما و دارای نشان درجه یک هنری معادل دکترای افتخاری از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است) و سال‌ها فعالیت در سینمای حرفه‌ای به‌عنوان کارگردان و مسئولیت‌هایی چون رئیس کانون کارگردانان، عضویت در شورای پروانه ساخت و عضویت در هیات انتخاب و هیات داوری جشنواره فیلم فجر، مهر تائیدی بر نقد و نظرات و تحلیل‌های رئیسیان است.

 چرا از سال 93 به بعد و پس از دوران عاشقی تاکنون فیلم کار نکردید و دیگر این که چرا در طول سه دهه فعالیت، فقط شش فیلم ساختهاید؟

بعد از موفقیت دوران عاشقی، دلم میخواست زودتر یک فیلم بسازم، اما واقعیت این است که الان شرایط فیلمسازی خیلی مناسب حال و هوای آدمهایی مثل من نیست. در این چند سال گذشته، سینمای ایران کاملا دوقطبی شده است؛ یک بخش فیلمهای خیلی عامهپسند تجاری و بخشی هم فیلمهای سفارشی. کسانی که در این دو شکل قضیه مهارت یا به آنها علاقه نداشته باشند و نتوانند کار کنند، شرایط سختی خواهند داشت. فیلمسازانی که شاکله اصلی سینمای ایران را شکل میدادند، تقریبا همه همین مشکل را دارند و سه چهارسالی است که بیکار هستند. همین چند ماه پیش همراه بعضی از این دوستان جلسهای با آقای حیدریان، رئیس سازمان سینمایی داشتیم؛ هیچکدام از ده کارگردانی که در این جلسه حضور داشتند، مشغول فیلمسازی نبودند. به آقای حیدریان گفتیم، این وضعیت هیچ پرسشی برای شما ایجاد نمیکند. چرا این آدمها با این خاستگاهها و سوابق خوبی که دارند هیچکدام مشغول فیلمسازی نیستند؟ این یک پرسش جدی است که چرا شرایط سینمای ایران در این چند سال طوری پیش رفته که عدد جای کیفیت را گرفته است. یعنی یک مسابقه رکورد و عدد اتفاق میافتد که فلان فیلم، رکورد فیلم دیگر را زده است درحالی که این جا مسابقه وزنهبرداری نیست. اگر هم مسابقهای باشد در حوزه اندیشه است. یکی از دلایل فیلم نساختنم در این چند سال این وضعیت بود، دلیل دیگر آن هم روابط درون خود سینماست. همه چیز را هم نمیتوانیم گردن دولت و مدیریت بیندازیم. برخی فیلمسازان فیلمهایی میسازند که با جنبههای شخصی روحی خودشان در ارتباط است و علایق آنها در فیلمهایشان وجود دارد. گاهی برای فیلمسازی، باید احساسات و اندیشههای چند آدم به هم گره بخورد و علایق آنها در یک زمان به هم نزدیک شود تا یک محصول خوب به وجود بیاید، ضمن این که ما نباید به عنوان آدم حرفه ای، همیشه ملاکمان خودمان باشد و فکر کنیم هر فیلمی که داریم کار میکنیم، بخشی از زمان را میفروشیم و باید قیمت خوبی در ازای آن بگیریم. بعضی وقتها به این شکل است که همه ما با یک فیلم ارتقا مییابیم و جنبههای هنری خود را تقویت میکنیم. پس نباید آن شکلی را که برای یک فیلم پرفروش نوع دیگر از سینما درنظر میگیریم، با همکاران دیگر همان معامله را انجام دهیم. در دنیا هم این طور نیست و همه میدانند، آدمهایی که شکل فیلمسازی آنها با جریان سینمای عامه پسند و تجاری فرق میکند، مناسبات و روابط متفاوتی دارند. خیلی وقتها شما در سینمای دنیا میبینید، بازیگرانی که دستمزد حد بالای سینمایی دارند، وقتی با این پروژهها کار میکنند، دیگر توقع دستمزد بالا ندارند، چون اگر اینطور نباشد، دیگر آن فیلمها ساخته نمیشود، ضمن این که این فیلمها قصدی هم برای رکوردزنی ندارند.جام جم

 

مطالب مرتبط
مطلب زنده
پربازديد