لاو سینما : سینمای ایران و جهان

برای بسط و گسترش داستان در نظر نگرفته اند و نقطه گذاری های اصلی فیلمنامه نیز با مشکلات فراوانی مواجه است.

آخرين به روز رساني : جمعه 31 فروردین 1397


کل مطلب : 4379 مطلب / کل بازديد : 620,8141
تبليغات

تبليغات
خرید بلیت به وقت شام
خريد بليت فراری
خرید بلیت لاتاری
خرید بلیت لونه زنبور
خرید بلیت مادر
خرید بلیت خرگیوش





موضوع : سینمای ایران
کد مطلب : 4080
تاريخ انتشار : پنجشنبه 21 دي 1396 - 21:48

« خانه کاغذی » بطور واضح از مشکلات عدیده ای در بخش فیلمنامه رنج می برد. مشکلاتی که چه در وجه ژورنالیستی داستان و چه در وجه عاشقانه آن، نمود می یابد و فرصت لذت بردن از تماشای فیلم را از مخاطبش سلب می کند. در بخش ژورنالیستی، فیلم روایتگر داستان امیرعلی است که سالهاست نمی نویسد اما حالا قصد دارد دوباره به این حوزه بازگردد و در طرف دیگر، دخترش سارا نیز مسیر پدر را پیش گرفته است و قصد افشاگری دارد تا بتواند نام خود را بر سر زبانها بیندازد و رسالت رسانه ای خود را به نحو احسن انجام دهد.

صباغ زاده با زیرکی شخصیت پدر و دختر را آینده و گذشته یکدیگر متصور می شود. به نظر می رسد که امیرعلی آینده دخترش ساراست که حالا منزوی شده و سارا نیز تبلوری از گذشته امیرعلی. با اینحال تمام این اشارات در سطح باقی مانده چراکه نویسندگان تمهیدی برای بسط و گسترش داستان در نظر نگرفته اند و نقطه گذاری های اصلی فیلمنامه نیز با مشکلات فراوانی مواجه است.

http://moviemag.ir/images/phocagallery/9018/Khaneye_kaghazi/thumbs/phoca_thumb_l_7.jpg

داستان امیرعلی و مینو، سراسر نقاط ابهام برانگیز است و مشخص نیست آنها چه رابطه ای را در گذشته تجربه کرده اند که منجر به قلم شکنی امیرعلی و دوری آنها از یکدیگر گردیده است. بصورت پیشفرض می توان این حدس را زد که عاشقانه آن دو بی سرانجام بوده و خودِ فیلم نیز اشاره ای ساده و دم دستی به مشکل رخ داده دارد، اما آیا تماشاگر نباید از جزئیات شخصیت ها مطلع شود تا بتواند آنان را در طول داستان همراهی نماید؟ آنچه که در مورد امیرعلی و مینو در فیلم رخ می دهد برای تماشاگر نامفهوم و گنگ است و بطور واضح می توان گفت که هرگز نمی توان عشقی میان آنان متصور شد چراکه فیلمساز چنین فرصتی را به مخاطبش نداده است.

« خانه کاغذی » همچنین در بخش زیادی از داستان به ورطه شعار گویی می افتد و این شعارها حتی در دیالوگ های مستقیم بین شخصیت ها به چشم می خورد. شعارهای خامی که شبیه به یک بیانیه سیاسی در میانه فیلم هستند و خاصیت داستانی اثر را تا حد زیادی خنثی می نمایند. اشارات بی جهت فیلم به مقوله هایی نظیر " حادثه منا " نیز بدون کارکرد است و بُرندگی در آن به چشم نمی خورد. شاید با توجه به سوژه فیلم صباغ زاده قصد داشته بُرندگی قلم را به تصویر بکشد و اثری نافذ بسازد اما در این راه شکست خورده چراکه جسارت بُرندگی در فیلم به چشم نمی خورد.

http://moviemag.ir/images/phocagallery/9018/Khaneye_kaghazi/thumbs/phoca_thumb_l_8.jpg

در نهایت باید گفت که « خانه کاغذی » سوژه ای جذاب برای روایت داشته اما تمام جزئیات فیلم متاسفانه در سطح باقی مانده است. فیلمساز نه جسارت پرداخت موضوعات مهم مانند رانت و فساد را داشته و نه توانایی رقم زدن عاشقانه ای در میان فضای ژورنالیستی اثر. نتیجه آن شده که « خانه کاغذی » خنثی و اثری سرشار از شعار است که حتی جذابیت های سینمایی نیز در آن خشکیده است.

 

مطالب مرتبط
مطلب زنده
پربازديد